zurückkönnen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌkœnən/
Worttrennung: zu·rück·kön·nen
فعل

توانستن برگشتن؛ امکان بازگشت داشتن

Bedeutungen

1 ohne Objekt / mit Präpositionalobjekt

توانایی، امکان یا اجازه بازگشت به مکانی، وضعیتی یا به حالت قبلی را داشتن.

  • Nach dem Urlaub kann ich endlich nach Hause zurück.پس از تعطیلات بالاخره می‌توانم به خانه برگردم.
  • Er ist krank und kann noch nicht zur Arbeit zurück.او بیمار است و هنوز نمی‌تواند به سر کار برگردد.