zurückkönnen
توانستن برگشتن؛ امکان بازگشت داشتن
Bedeutungen
1
ohne Objekt / mit Präpositionalobjekt
توانایی، امکان یا اجازه بازگشت به مکانی، وضعیتی یا به حالت قبلی را داشتن.
- Nach dem Urlaub kann ich endlich nach Hause zurück.پس از تعطیلات بالاخره میتوانم به خانه برگردم.
- Er ist krank und kann noch nicht zur Arbeit zurück.او بیمار است و هنوز نمیتواند به سر کار برگردد.