zurückmüssen
مجبور بودن به بازگشتن، ناچار بودن به بازگشتن
Bedeutungen
1
intransitiv
مجبور بودن به بازگشتن به مکانی یا وضعیتی
- Ich muss morgen früh zurück nach Hause.من باید فردا صبح زود به خانه برگردم.
- Wir mussten leider schon nach einer Stunde zurück.متاسفانه ما مجبور شدیم بعد از یک ساعت برگردیم.