zurückrutschen
به عقب سُر خوردن، دوباره به عقب برگشتن، افت کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به صورت ناخواسته یا تدریجی به عقب حرکت کردن یا سر خوردن.
- Der Stuhl rutschte auf dem glatten Boden zurück.صندلی روی زمین لغزنده به عقب سر خورد.
- Beim Versuch aufzustehen, rutschte er mit dem Fuß zurück.هنگام تلاش برای ایستادن، پایش به عقب سر خورد.
2
in + Akkusativ (in etwas zurückrutschen)
(مجازی) به وضعیت قبلی یا بدتر بازگشتن، افت کردن.
- Nach dem Erfolg rutschte die Aktie wieder in den Keller.پس از موفقیت، سهام دوباره به شدت افت کرد.
- Er ist in seiner Entwicklung leider wieder ein Stück zurückgerutscht.متأسفانه او در پیشرفتش دوباره مقداری افت کرده است.