zurückspielen
پاس عقب دادن (توپ)، به عقب برگرداندن (فیلم/صدا)، بازگرداندن مسئولیت
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ zu + Dativ) (jemandem etwas zurückspielen)
در ورزش، توپ را به سمت عقب یا به دروازهبان/همتیمی پاس دادن.
- Der Verteidiger spielte den Ball schnell zu seinem Torwart zurück.مدافع توپ را سریع به دروازهبان خود پاس داد.
- Er spielte den Ball zurück, um eine neue Angriffsmöglichkeit zu schaffen.او توپ را به عقب پاس داد تا فرصت حمله جدیدی ایجاد کند.
2
Akkusativ (etwas zurückspielen)
نوار، فیلم یا فایل صوتی را به عقب برگرداندن و دوباره پخش کردن.
- Ich muss die Szene noch einmal zurückspielen, um sie besser zu verstehen.من باید صحنه را دوباره پخش کنم تا بهتر بفهمم.
- Der Tontechniker spielte die Aufnahme zurück, um den Fehler zu finden.صدابردار برای یافتن خطا، ضبط را به عقب برگرداند و پخش کرد.
3
Akkusativ (+ an + Akkusativ) (etwas an jemanden zurückspielen)
بازخورد، توپ یا مسئولیت را دوباره به طرف مقابل ارجاع دادن (مجازی).
- Er spielte die Frage direkt an seinen Vorgesetzten zurück.او سوال را مستقیماً به رئیس خود بازگرداند.
- Sie spielte den Ball der Kritik an die Medien zurück.او توپ انتقاد را به سمت رسانهها بازگرداند.