zurücksteuern
به سمت (مکان) راندن، جهت را عوض کردن و برگشتن
Bedeutungen
1
Intransitiv / Akkusativ
به عقب راندن، به عقب هدایت کردن (وسیله نقلیه، کشتی و غیره).
- Der Kapitän steuerte das Schiff vorsichtig zurück in den Hafen.کاپیتان با احتیاط کشتی را به سمت بندر عقب راند.
- Er steuerte sein Auto rückwärts in die Parklücke.او ماشین خود را به سمت عقب در جای پارک هدایت کرد.
2
zu + Dativ (اغلب ضمنی)
به وضعیت قبلی بازگشتن، سیاست قبلی را در پیش گرفتن.
- Die Regierung steuert auf eine neue Wirtschaftspolitik zurück.دولت به سمت یک سیاست اقتصادی جدید بازمیگردد.
- Nach dem Skandal steuerte das Unternehmen auf seine alten Werte zurück.پس از رسوایی، شرکت به سمت ارزشهای قدیمی خود بازگشت.