zurückzahlen

Aussprache: /tsuˈrʏktsaːlən/
Worttrennung: zu·rück·zah·len
فعل

بازپرداخت کردن، پس دادن (بدهی/وام)

Bedeutungen

1 Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)

پولی را که قرض گرفته شده، وام یا بدهی است به مالک یا طلبکار پس دادن.

  • Ich muss dir die 50 Euro bald zurückzahlen.من باید ۵۰ یورو را به زودی به تو پس دهم.
  • Er hat seine Schulden vollständig zurückgezahlt.او بدهی‌هایش را به طور کامل پرداخت کرد.
2 Dativ (Person) + Akkusativ (Gefallen)

لطف، محبت یا کمکی را که شخص دیگری انجام داده تلافی و جبران کردن.

  • Ich werde dir diesen Gefallen gerne zurückzahlen.من حتماً این لطف را به تو جبران خواهم کرد.
  • Sie hat ihm die Hilfe mit einer Einladung zurückgezahlt.او با یک دعوت، کمک او را تلافی کرد.