zurückhaltend
محافظهکار، سربهزیر، خجالتی، آرام
Bedeutungen
1
کسی که تمایل به ابراز عقاید یا احساسات خود به صورت عمومی ندارد؛ محتاط، کمحرف و اغلب خجالتی.
- Sie ist von Natur aus eher zurückhaltend und beobachtet lieber.او ذاتاً بیشتر محتاط است و ترجیح میدهد مشاهده کند.
- Sein zurückhaltendes Wesen machte es ihm schwer, neue Freunde zu finden.طبیعت سربهزیر او یافتن دوستان جدید را برایش دشوار میکرد.
- Er war bei der ersten Begegnung sehr zurückhaltend.او در اولین ملاقات بسیار محتاط بود.
2
کسی که در ابراز احساسات یا نظرات خود با احتیاط عمل میکند؛ محافظهکار در رفتار یا تصمیمگیری.
- Die Regierung hat eine zurückhaltende Haltung gegenüber dem neuen Vorschlag eingenommen.دولت موضعی محافظهکارانه در قبال پیشنهاد جدید اتخاذ کرده است.
- Bei Investitionen ist er sehr zurückhaltend.او در سرمایهگذاریها بسیار محتاط است.
- Seine Kritik war zurückhaltend, aber deutlich.انتقاد او محتاطانه اما واضح بود.