zurückhaltend

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌhaltn̩t/
Worttrennung: zu·rück·hal·tend
صفت

محافظه‌کار، سربه‌زیر، خجالتی، آرام

Bedeutungen

1

کسی که تمایل به ابراز عقاید یا احساسات خود به صورت عمومی ندارد؛ محتاط، کم‌حرف و اغلب خجالتی.

  • Sie ist von Natur aus eher zurückhaltend und beobachtet lieber.او ذاتاً بیشتر محتاط است و ترجیح می‌دهد مشاهده کند.
  • Sein zurückhaltendes Wesen machte es ihm schwer, neue Freunde zu finden.طبیعت سربه‌زیر او یافتن دوستان جدید را برایش دشوار می‌کرد.
  • Er war bei der ersten Begegnung sehr zurückhaltend.او در اولین ملاقات بسیار محتاط بود.
2

کسی که در ابراز احساسات یا نظرات خود با احتیاط عمل می‌کند؛ محافظه‌کار در رفتار یا تصمیم‌گیری.

  • Die Regierung hat eine zurückhaltende Haltung gegenüber dem neuen Vorschlag eingenommen.دولت موضعی محافظه‌کارانه در قبال پیشنهاد جدید اتخاذ کرده است.
  • Bei Investitionen ist er sehr zurückhaltend.او در سرمایه‌گذاری‌ها بسیار محتاط است.
  • Seine Kritik war zurückhaltend, aber deutlich.انتقاد او محتاطانه اما واضح بود.