zurücklassen
جا گذاشتن، پشت سر گذاشتن، باقی گذاشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas zurücklassen)
وسایل یا اشیاء را در جایی جا گذاشتن و رفتن
- Ich habe meinen Regenschirm im Restaurant zurückgelassen.من چتر بارانیام را در رستوران جا گذاشتم.
- Bei der überstürzten Flucht ließen sie viele Habseligkeiten zurück.آنها در فرار عجولانه بسیاری از وسایلشان را پشت سر گذاشتند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas zurücklassen)
افراد خانواده یا وطن را پشت سر گذاشتن و مهاجرت/سفر کردن
- Er musste seine Familie zurücklassen, um im Ausland zu arbeiten.او مجبور شد خانوادهاش را پشت سر بگذارد تا در خارج از کشور کار کند.
- Viele Menschen ließen ihre Heimat zurück, um ein besseres Leben zu suchen.بسیاری از مردم وطن خود را برای یافتن زندگی بهتر ترک کردند.
3
Akkusativ (etwas zurücklassen)
حالت روحی، خرابی یا اثری را پس از رفتن بر جای گذاشتن
- Sein Abschied hinterließ eine tiefe Traurigkeit.خداحافظی او غم عمیقی بر جای گذاشت.
- Die Katastrophe hat zerstörte Städte zurückgelassen.این فاجعه شهرهای ویرانشدهای را به جا گذاشت.