zurücklassen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌlasn̩/
Worttrennung: zu·rück·las·sen
فعل

جا گذاشتن، پشت سر گذاشتن، باقی گذاشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

وسایل یا اشیاء را در جایی جا گذاشتن و رفتن

  • Ich habe mein Gepäck im Hotel zurückgelassen.من چمدان‌هایم را در هتل جا گذاشتم.
  • Sie haben am Strand viel Müll zurückgelassen.آن‌ها زباله زیادی در ساحل به جا گذاشتند.
2 Akkusativ

افراد خانواده یا وطن را پشت سر گذاشتن و مهاجرت/سفر کردن

  • Er musste seine Heimat und seine Freunde zurücklassen.او مجبور شد وطن و دوستانش را پشت سر بگذارد.
  • Sie ließ ihre Kinder schweren Herzens bei der Großmutter zurück.او با دلی سنگین کودکانش را پیش مادربزرگ جا گذاشت.
3 Akkusativ

حالت روحی، خرابی یا اثری را پس از رفتن بر جای گذاشتن

  • Die Nachricht hat ein Gefühl der Ratlosigkeit zurückgelassen.این خبر احساس سردرگمی بر جای گذاشت.
  • Der Sturm ließ eine Spur der Verwüstung zurück.طوفان ردی از ویرانی به جا گذاشت.