zurücklassen
جا گذاشتن، پشت سر گذاشتن، باقی گذاشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
وسایل یا اشیاء را در جایی جا گذاشتن و رفتن
- Ich habe mein Gepäck im Hotel zurückgelassen.من چمدانهایم را در هتل جا گذاشتم.
- Sie haben am Strand viel Müll zurückgelassen.آنها زباله زیادی در ساحل به جا گذاشتند.
2
Akkusativ
افراد خانواده یا وطن را پشت سر گذاشتن و مهاجرت/سفر کردن
- Er musste seine Heimat und seine Freunde zurücklassen.او مجبور شد وطن و دوستانش را پشت سر بگذارد.
- Sie ließ ihre Kinder schweren Herzens bei der Großmutter zurück.او با دلی سنگین کودکانش را پیش مادربزرگ جا گذاشت.
3
Akkusativ
حالت روحی، خرابی یا اثری را پس از رفتن بر جای گذاشتن
- Die Nachricht hat ein Gefühl der Ratlosigkeit zurückgelassen.این خبر احساس سردرگمی بر جای گذاشت.
- Der Sturm ließ eine Spur der Verwüstung zurück.طوفان ردی از ویرانی به جا گذاشت.