zurückreißen

Aussprache: /tsuˈʁʏkˌʁaɪ̯sn̩/
Worttrennung: zu·rück·rei·ßen
فعل

به عقب کشیدن، پاره کردن و به عقب کشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas zurückreißen)

چیزی را با شدت به عقب کشیدن، اغلب به گونه‌ای که پاره شود یا از جای خود کنده شود.

  • Er riss das Papier mit einem Ruck zurück.او کاغذ را با یک حرکت به عقب کشید و پاره کرد.
  • Die Mutter riss ihr Kind vom Herd zurück.مادر کودکش را با شدت از اجاق گاز عقب کشید.
2 Akkusativ (jemanden zurückreißen)

کسی را از یک وضعیت خطرناک یا از یک حالت روحی خاص (مثلاً خیال‌پردازی) به واقعیت بازگرداندن.

  • Ein lauter Knall riss ihn aus seinen Träumen zurück.صدای بلند او را از رویاهایش به واقعیت بازگرداند.
  • Der Schreck riss sie aus der Tagträumerei zurück.ترس او را از خیال‌پردازی به خود آورد.