zurückrollen
به عقب غلتیدن/غلتاندن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به عقب غلتیدن یا چرخیدن (خودش).
- Der Ball rollte langsam den Hügel zurück.توپ به آرامی از تپه به عقب غلتید.
- Nach dem Aufprall rollte das Auto ein Stück zurück.پس از برخورد، ماشین کمی به عقب غلتید.
2
Akkusativ (mit haben)
چیزی را به عقب غلتاندن یا چرخاندن.
- Er musste die schwere Kiste zurückrollen, um Platz zu schaffen.او مجبور بود جعبه سنگین را به عقب بغلتاند تا جا باز کند.
- Der Mechaniker hat das Fahrzeug vorsichtig zurückgerollt.مکانیک خودرو را با احتیاط به عقب غلتاند.