zurückrudern
با پارو به عقب برگشتن، عقبنشینی کردن (در گفتار)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با پارو به عقب حرکت کردن، قایق را به عقب راندن.
- Er musste das Boot zurückrudern, um dem Hindernis auszuweichen.او مجبور شد قایق را به عقب براند تا از مانع دوری کند.
- Wir ruderten langsam zurück zum Ufer.ما به آرامی به سمت ساحل پارو زدیم و برگشتیم.
2
intransitiv (بدون مفعول)
(مجازی) حرف خود را پس گرفتن، از یک موضع یا تصمیم قبلی عقبنشینی کردن؛ اظهارات خود را تعدیل کردن.
- Nach der Kritik musste der Politiker zurückrudern.پس از انتقادات، سیاستمدار مجبور شد حرف خود را پس بگیرد.
- Er versuchte, seine ursprüngliche Aussage abzuschwächen und zurückzurudern.او سعی کرد اظهارات اولیه خود را تعدیل کند و عقبنشینی نماید.