zurückschalten
دنده معکوس کشیدن، از سرعت/شدت کار کاستن
Bedeutungen
1
intransitiv / in + Akkusativ
در خودرو، دنده را به دنده سنگینتر (پایینتر) تغییر دادن (دنده معکوس کشیدن)
- Vor der steilen Kurve muss man rechtzeitig zurückschalten.قبل از پیچ تند باید به موقع دنده معکوس کشید.
- Er schaltete in den zweiten Gang zurück, um den Berg hochzufahren.او برای بالا رفتن از کوه به دنده دو معکوس کشید.
2
intransitiv
از سرعت، شتاب یا حجم کارهای روزمره کاستن و آرامتر شدن (مجازی)
- Nach den stressigen Wochen sollte er beruflich etwas zurückschalten.پس از هفتههای پر استرس، او باید کمی از سرعت کارهای حرفهایاش بکاهد.
- Die Firma musste ihre Investitionspläne zurückschalten.شرکت مجبور شد برنامههای سرمایهگذاریاش را کاهش دهد.