zurückschalten

Aussprache: /tsuˈrʏkˌʃaltən/
Worttrennung: zu·rück·schal·ten
فعل

دنده معکوس کشیدن، از سرعت/شدت کار کاستن

Bedeutungen

1 intransitiv / in + Akkusativ

در خودرو، دنده را به دنده سنگین‌تر (پایین‌تر) تغییر دادن (دنده معکوس کشیدن)

  • Vor der steilen Kurve muss man rechtzeitig zurückschalten.قبل از پیچ تند باید به موقع دنده معکوس کشید.
  • Er schaltete in den zweiten Gang zurück, um den Berg hochzufahren.او برای بالا رفتن از کوه به دنده دو معکوس کشید.
2 intransitiv

از سرعت، شتاب یا حجم کارهای روزمره کاستن و آرام‌تر شدن (مجازی)

  • Nach den stressigen Wochen sollte er beruflich etwas zurückschalten.پس از هفته‌های پر استرس، او باید کمی از سرعت کارهای حرفه‌ای‌اش بکاهد.
  • Die Firma musste ihre Investitionspläne zurückschalten.شرکت مجبور شد برنامه‌های سرمایه‌گذاری‌اش را کاهش دهد.