zurückschalten
دنده معکوس کشیدن، از سرعت/شدت کار کاستن
Bedeutungen
1
intransitiv / in + Akkusativ
در خودرو، دنده را به دنده سنگینتر (پایینتر) تغییر دادن (دنده معکوس کشیدن).
- Der Fahrer musste in den dritten Gang zurückschalten, um den Berg zu erklimmen.راننده مجبور شد برای بالا رفتن از کوه، به دنده سه معکوس بکشد.
- Beim Abbremsen schalte ich oft automatisch in einen niedrigeren Gang zurück.هنگام ترمز کردن، من اغلب به طور خودکار به دنده پایینتری معکوس میکشم.
2
intransitiv (بدون مفعول)
از سرعت، شتاب یا حجم کارهای روزمره کاستن و آرامتر شدن (مجازی).
- Nach dem Urlaub schaltet mein Körper langsam wieder in den Arbeitsrhythmus zurück.بعد از تعطیلات، بدن من به آرامی دوباره به ریتم کاری بازمیگردد.
- Wir sollten nach dieser stressigen Phase etwas zurückschalten.ما باید بعد از این دوره پر استرس، کمی از سرعت خود بکاهیم.