zurückschlagen
ضربه متقابل زدن, عقب راندن, تلافی کردن, پس زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden/etwas zurückschlagen)
در پاسخ به یک حمله یا ضربه، ضربه متقابل زدن؛ پس زدن.
- Der Boxer schlug seinen Gegner hart zurück.بوکسور با شدت به حریفش ضربه متقابل زد.
- Die Polizei schlug den Angriff der Demonstranten zurück.پلیس حمله تظاهرکنندگان را عقب راند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
در برابر یک تهدید، حمله یا ظلم مقاومت کردن و پاسخ دادن؛ تلافی کردن.
- Sie weigerte sich, sich beleidigen zu lassen und schlug zurück.او حاضر نشد توهین را تحمل کند و تلافی کرد.
- Das Volk schlug gegen die Unterdrückung zurück.مردم در برابر ظلم مقاومت کرده و پاسخ دادند.
3
intransitiv (بدون مفعول)
به عقب جهیدن یا برگشتن (مانند فنر، در، یا موج).
- Die Tür schlug nach dem Sturm zurück.در پس از طوفان به عقب جهید.
- Die Feder schlug mit großer Kraft zurück.فنر با نیروی زیادی به عقب جهید.
4
intransitiv (بدون مفعول)
نتیجه منفی یا ناخواسته داشتن، به ضرر کسی تمام شدن (مانند بومرنگ).
- Seine Lügen schlugen auf ihn selbst zurück.دروغهایش به خودش بازگشت (به ضررش تمام شد).
- Die negativen Folgen des Plans schlugen auf die Regierung zurück.پیامدهای منفی طرح به ضرر دولت تمام شد.