zurückschlagen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌʃlaːɡn̩/
Worttrennung: zu·rück·schla·gen
فعل

ضربه متقابل زدن, عقب راندن, تلافی کردن, پس زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden/etwas zurückschlagen)

در پاسخ به یک حمله یا ضربه، ضربه متقابل زدن؛ پس زدن.

  • Der Boxer schlug seinen Gegner hart zurück.بوکسور با شدت به حریفش ضربه متقابل زد.
  • Die Polizei schlug den Angriff der Demonstranten zurück.پلیس حمله تظاهرکنندگان را عقب راند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

در برابر یک تهدید، حمله یا ظلم مقاومت کردن و پاسخ دادن؛ تلافی کردن.

  • Sie weigerte sich, sich beleidigen zu lassen und schlug zurück.او حاضر نشد توهین را تحمل کند و تلافی کرد.
  • Das Volk schlug gegen die Unterdrückung zurück.مردم در برابر ظلم مقاومت کرده و پاسخ دادند.
3 intransitiv (بدون مفعول)

به عقب جهیدن یا برگشتن (مانند فنر، در، یا موج).

  • Die Tür schlug nach dem Sturm zurück.در پس از طوفان به عقب جهید.
  • Die Feder schlug mit großer Kraft zurück.فنر با نیروی زیادی به عقب جهید.
4 intransitiv (بدون مفعول)

نتیجه منفی یا ناخواسته داشتن، به ضرر کسی تمام شدن (مانند بومرنگ).

  • Seine Lügen schlugen auf ihn selbst zurück.دروغ‌هایش به خودش بازگشت (به ضررش تمام شد).
  • Die negativen Folgen des Plans schlugen auf die Regierung zurück.پیامدهای منفی طرح به ضرر دولت تمام شد.