zurückstecken
عقبنشینی کردن، کوتاه آمدن، سر جای خود گذاشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zurückstecken)
چیزی را به جای اصلی یا محل قبلیاش برگرداندن یا جا زدن.
- Er musste den Schlüssel wieder zurückstecken, weil die Tür klemmte.او مجبور شد دوباره کلید را سر جایش بگذارد چون در گیر کرده بود.
- Bitte stecken Sie die Fernbedienung nach Gebrauch zurück.لطفاً پس از استفاده، کنترل را به جای خود برگردانید.
2
intransitiv (بدون مفعول)
از خواستههای خود کوتاه آمدن، فداکاری کردن یا عقبنشینی کردن به نفع دیگران یا یک هدف بزرگتر.
- Sie musste ihre eigenen Wünsche zurückstecken, um der Familie zu helfen.او مجبور شد خواستههای شخصی خود را کنار بگذارد تا به خانواده کمک کند.
- In dieser Situation ist es besser, ein wenig zurückzustecken.در این وضعیت، بهتر است کمی کوتاه بیاییم.