zurückstehen

Aussprache: /tsuˈʁʏkˌʃteːən/
Worttrennung: zu·rück·ste·hen
فعل

عقب ماندن، در اولویت پایین‌تر بودن

Bedeutungen

1 hinter + Dativ / (ohne Objekt)

اهمیت یا اولویت کمتری داشتن نسبت به چیز یا کس دیگر؛ در جایگاه دوم یا پایین‌تر قرار گرفتن.

  • Bei dieser Entscheidung musste sein persönliches Wohlbefinden zurückstehen.در این تصمیم، رفاه شخصی او مجبور بود در اولویت پایین‌تری قرار گیرد.
  • Die Bedürfnisse der Kinder stehen hinter denen der Erwachsenen zurück.نیازهای کودکان نسبت به نیازهای بزرگسالان در اولویت پایین‌تری قرار دارد.