zurückstehen
عقب ماندن، در اولویت پایینتر بودن
Bedeutungen
1
hinter + Dativ / (ohne Objekt)
اهمیت یا اولویت کمتری داشتن نسبت به چیز یا کس دیگر؛ در جایگاه دوم یا پایینتر قرار گرفتن.
- Bei dieser Entscheidung musste sein persönliches Wohlbefinden zurückstehen.در این تصمیم، رفاه شخصی او مجبور بود در اولویت پایینتری قرار گیرد.
- Die Bedürfnisse der Kinder stehen hinter denen der Erwachsenen zurück.نیازهای کودکان نسبت به نیازهای بزرگسالان در اولویت پایینتری قرار دارد.