zurückströmen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌʃtʁøːmən/
Worttrennung: zu·rück·strö·men
فعل

به عقب جریان یافتن، بازگشتن (جریان)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به عقب حرکت کردن یا جریان یافتن (مانند آب، جمعیت، هوا).

  • Nach der Ebbe strömte das Wasser langsam zurück.پس از پایین رفتن جزر، آب به آرامی به عقب جریان یافت.
  • Die Menschenmenge strömte nach dem Konzert zurück auf die Straße.جمعیت پس از کنسرت به خیابان بازگشتند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به صورت مجازی، بازگشتن یا دوباره ظاهر شدن (مانند خاطرات، احساسات).

  • In diesem Moment strömten alte Erinnerungen zurück.در آن لحظه، خاطرات قدیمی دوباره به ذهن هجوم آوردند.
  • Nach langer Zeit strömte ein Gefühl der Nostalgie zurück.پس از مدت طولانی، احساسی از نوستالژی بازگشت.