zurückverlegen
به عقب منتقل کردن (مکان/تاریخ)
Bedeutungen
1
Akkusativ + nach/in + Akkusativ/Dativ
نیروها، مرز، خط تولید یا مکانی را به جای قبلی یا عقبتر منتقل کردن.
- Die Armee musste die Frontlinie weiter zurückverlegen.ارتش مجبور شد خط مقدم را بیشتر به عقب منتقل کند.
- Sie verlegten die Fabrik in eine günstigere Region zurück.آنها کارخانه را به منطقهای با شرایط بهتر منتقل کردند.
2
Akkusativ + in + Akkusativ
زمان شروع رویداد تاریخی یا موعدی را به زمانی عقبتر/قدیمیتر نسبت دادن یا منتقل کردن.
- Die Forscher verlegen den Ursprung der Zivilisation in eine frühere Zeit zurück.محققان منشأ تمدن را به دورهای قدیمیتر نسبت میدهند.
- Der Termin für die Konferenz wurde auf nächstes Jahr zurückverlegt.تاریخ کنفرانس به سال آینده موکول شد.