zurückversetzen
به جای قبلی برگرداندن، خود را به گذشته برد (ذهنی)، تنزل رتبه دادن
Bedeutungen
1
etwas/jemanden (Akk) + an/in + Akkusativ zurückversetzen
چیزی یا کسی را به جایگاه یا موقعیت مکان قبلیاش برگرداندن
- Bitte versetzen Sie das Buch nach dem Lesen an seinen Platz zurück.لطفاً کتاب را پس از خواندن دوباره به جای خودش برگردانید.
- Die Grabsteine wurden an die ursprünglichen Plätze zurückversetzt.سنگ قبرها به مکانهای اصلی خود برگردانده شدند.
2
sich + in + Akkusativ (Zeit/Ort) zurückversetzen
خود را ذهنی به زمان یا مکان گذشته منتقل کردن (یاد خاطرات افتادن)
- Dieser Musikstil versetzt mich sofort in meine Jugendzeit zurück.این سبک موسیقی بلافاصله مرا به دوران جوانیام برمیگرداند.
- Versetz dich doch mal in die Lage eines Teenagers zurück!خودت را جای یک نوجوان در گذشته بگذار!
3
jemanden (Akk) + in + Akkusativ zurückversetzen
کسی را در رتبه، درجه نظامی یا کلاس مدرسهای تنزل دادن
- Der Schüler wurde wegen schlechter Leistungen in die untere Gruppe zurückversetzt.دانشآموز به دلیل عملکرد ضعیف به گروه پایینتر تنزل داده شد.
- Der Offizier wurde um einen Rang zurückversetzt.افسر یک درجه تنزل رتبه یافت.