zurückversetzen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌfɛɐ̯ˈzɛt͡sn̩/
Worttrennung: zu·rück·ver·set·zen
فعل

به جای قبلی برگرداندن، خود را به گذشته برد (ذهنی)، تنزل رتبه دادن

Bedeutungen

1 etwas/jemanden (Akk) + an/in + Akkusativ zurückversetzen

چیزی یا کسی را به جایگاه یا موقعیت مکان قبلی‌اش برگرداندن

  • Bitte versetzen Sie das Buch nach dem Lesen an seinen Platz zurück.لطفاً کتاب را پس از خواندن دوباره به جای خودش برگردانید.
  • Die Grabsteine wurden an die ursprünglichen Plätze zurückversetzt.سنگ قبرها به مکان‌های اصلی خود برگردانده شدند.
2 sich + in + Akkusativ (Zeit/Ort) zurückversetzen

خود را ذهنی به زمان یا مکان گذشته منتقل کردن (یاد خاطرات افتادن)

  • Dieser Musikstil versetzt mich sofort in meine Jugendzeit zurück.این سبک موسیقی بلافاصله مرا به دوران جوانی‌ام برمی‌گرداند.
  • Versetz dich doch mal in die Lage eines Teenagers zurück!خودت را جای یک نوجوان در گذشته بگذار!
3 jemanden (Akk) + in + Akkusativ zurückversetzen

کسی را در رتبه، درجه نظامی یا کلاس مدرسه‌ای تنزل دادن

  • Der Schüler wurde wegen schlechter Leistungen in die untere Gruppe zurückversetzt.دانش‌آموز به دلیل عملکرد ضعیف به گروه پایین‌تر تنزل داده شد.
  • Der Offizier wurde um einen Rang zurückversetzt.افسر یک درجه تنزل رتبه یافت.