zurückversetzen
به جای قبلی برگرداندن، خود را به گذشته بردن (ذهنی)، تنزل رتبه دادن
Bedeutungen
1
etwas/jemanden (Akk) + an/in + Akkusativ
چیزی یا کسی را به جایگاه یا موقعیت مکانی قبلیاش برگرداندن.
- Der Mechaniker versetzte das Teil an seine ursprüngliche Position zurück.مکانیک قطعه را به موقعیت اصلیاش بازگرداند.
- Nach dem Umbau wurden die Möbel in die alten Räume zurückversetzt.پس از بازسازی، مبلمان به اتاقهای قدیمی بازگردانده شد.
2
sich (Akkusativ) + in + Akkusativ (Zeit/Ort)
خود را ذهنی به زمان یا مکان گذشته منتقل کردن (یاد خاطرات افتادن).
- Ich versetze mich gerne in meine Kindheit zurück.من دوست دارم خودم را به دوران کودکیام ببرم.
- Er versetzte sich in die Lage des Opfers zurück.او خود را جای قربانی گذاشت.
3
jemanden (Akk) + in + Akkusativ
کسی را در رتبه، درجه نظامی، کلاس مدرسه یا موقعیت اجتماعی تنزل دادن.
- Der Schüler wurde wegen schlechten Benehmens in die untere Klasse zurückversetzt.دانشآموز به دلیل رفتار نامناسب به کلاس پایینتر تنزل یافت.
- Der Offizier wurde in den Rang eines einfachen Soldaten zurückversetzt.افسر به درجه سرباز عادی تنزل داده شد.