zurückwandern
به عقب مهاجرت کردن، بازگشتن به محل قبلی (با پا)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به صورت فیزیکی و پیاده، به سمت مبدأ، محل اصلی یا وطن خود بازگشتن، معمولاً پس از یک سفر یا مهاجرت.
- Nach dem Urlaub wanderten wir langsam zurück in unsere Heimatstadt.پس از تعطیلات، ما به آرامی به شهر زادگاهمان بازگشتیم.
- Die Vögel wandern im Herbst zurück in wärmere Gebiete.پرندگان در پاییز به مناطق گرمتر بازمیگردند.