zurückwinken
با تکان دادن دست به کسی پاسخ دادن، کسی را با تکان دادن دست فراخواندن تا برگردد
Bedeutungen
1
Dativ (گیرنده)
با تکان دادن دست به کسی که به شما اشاره میکند یا دست تکان میدهد، پاسخ دادن.
- Er winkte seiner Freundin vom Fenster aus zurück.او از پنجره برای دوستش دست تکان داد و پاسخ داد.
- Als sie mich sah, winkte sie mir zurück.وقتی مرا دید، برایم دست تکان داد.
2
Dativ (گیرنده)
با تکان دادن دست، کسی را دعوت کردن که برگردد یا به سمت شما بیاید.
- Der Kapitän winkte dem kleinen Boot zurück zur Insel.ناخدا با تکان دادن دست به قایق کوچک اشاره کرد که به سمت جزیره برگردد.
- Sie winkte ihm zurück, damit er näher kam.او با دست به او اشاره کرد تا نزدیکتر بیاید.