zurückzahlen
بازپرداخت کردن، پس دادن (بدهی/وام)
Bedeutungen
1
Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)
پولی را که قرض گرفته شده، وام یا بدهی است به مالک یا طلبکار پس دادن.
- Ich muss dir die 50 Euro bald zurückzahlen.من باید ۵۰ یورو را به زودی به تو پس دهم.
- Er hat seine Schulden vollständig zurückgezahlt.او بدهیهایش را به طور کامل پرداخت کرد.
2
Dativ (Person) + Akkusativ (Gefallen)
لطف، محبت یا کمکی را که شخص دیگری انجام داده تلافی و جبران کردن.
- Ich werde dir diesen Gefallen gerne zurückzahlen.من حتماً این لطف را به تو جبران خواهم کرد.
- Sie hat ihm die Hilfe mit einer Einladung zurückgezahlt.او با یک دعوت، کمک او را تلافی کرد.