zurückzuentwickeln
به حالت اولیه برگرداندن (تحلیل رفتن)
Bedeutungen
1
Akkusativ (sich) / intransitiv
به حالتی قبلی، اغلب بدتر یا ابتداییتر، برگشتن؛ پسرفت کردن یا تحلیل رفتن (در توسعه، تکامل، یا وضعیت)
- Die Gesellschaft hat sich in einigen Aspekten zurückentwickelt.جامعه در برخی جنبهها پسرفت کرده است.
- Ohne ständige Pflege können sich die Fähigkeiten schnell zurückentwickeln.بدون مراقبت مداوم، مهارتها میتوانند به سرعت تحلیل روند.