zurückzufahren
بازگشتن
Bedeutungen
1
هدایت وسیله نقلیه به سمت عقب یا به مبدأ اولیه، عقبنشینی کردن از موضع یا تصمیم قبلی.
- Der Fahrer musste das Fahrzeug langsam zurückfahren, um die enge Kurve zu meistern.راننده مجبور بود خودرو را به آرامی به عقب براند تا بر پیچ تنگ غلبه کند.
- Nach reiflicher Überlegung entschied er sich, von seinem ursprünglichen Plan zurückzufahren.پس از بررسی دقیق، او تصمیم گرفت از طرح اولیه خود منصرف شود.