zurückzufinden

Aussprache: /tsuˈʁʏkt͡suˌfɪndn̩/
Worttrennung: zu·rück·zu·fin·den
Erweiterter Infinitiv

دوباره پیدا کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

توانایی یافتن مجدد مسیر یا راه گم‌شده، چه به صورت فیزیکی و چه به صورت استعاری (مانند بازگشت به وضعیت قبلی یا به خود آمدن پس از شوک).

  • Es ist eine Kunst, nach tiefen Krisen wieder zu sich selbst zurückzufinden.هنر این است که پس از بحران‌های عمیق، دوباره به خود بازگردیم.
  • Der verlorene Tourist bemühte sich, den Weg zurückzufinden, bevor die Dunkelheit hereinbrach.گردشگر گمشده تلاش کرد قبل از فرا رسیدن تاریکی، راه بازگشت را بیابد.