zurückzufliehen
عقب گریختن (برای عقب گریختن)
Bedeutungen
1
vor + Dativ
فرار کردن یا عقبنشینی کردن از یک موقعیت خطرناک، ناخوشایند یا غیرقابل تحمل، با بازگشت به مکانی امنتر یا موقعیتی قبلی.
- Es ist oft besser, vor einer aussichtslosen Situation zurückzufliehen, als sinnlos zu kämpfen.اغلب بهتر است که از یک موقعیت بیفایده عقبنشینی کرد تا اینکه بیجهت جنگید.
- Der Soldat hatte keine andere Wahl, als vor dem Feind zurückzufliehen.سرباز چارهای جز عقبنشینی در برابر دشمن نداشت.
2
von + Dativ
عقبنشینی کردن از یک موضع یا ادعا، به ویژه در بحثها یا مذاکرات، زمانی که تحت فشار قرار میگیرید.
- Er weigerte sich, von seinen Prinzipien zurückzufliehen, selbst unter massivem Druck.او از عقبنشینی از اصول خود، حتی تحت فشار شدید، امتناع ورزید.
- Die Verhandlungsführerin musste von ihren anfänglichen Forderungen zurückzufliehen, um eine Einigung zu erzielen.رئیس مذاکرهکننده مجبور شد برای دستیابی به توافق، از خواستههای اولیه خود عقبنشینی کند.