zurückzuhaben

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌt͡suːˌhaːbn̩/
Worttrennung: zu·rück·zu·ha·ben
Erweiterter Infinitiv

دوباره داشتن، دوباره در اختیار داشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

اشاره به داشتن مجدد چیزی که قبلاً از دست رفته یا واگذار شده بود؛ اغلب در بافت‌های غیررسمی یا برای بیان حسرت یا رضایت از بازپس‌گیری.

  • Nach Jahren des Suchens hatte er endlich seine verlorene Erbschaft zurückgehabt.پس از سال‌ها جستجو، او سرانجام میراث گمشده خود را دوباره در اختیار گرفته بود.
  • Sie war erleichtert, ihre gestohlenen Dokumente wieder zurückgehabt zu haben.او از اینکه اسناد دزدیده شده‌اش را دوباره پس گرفته بود، آسوده خاطر بود.