zurückzuholen
بازگرداندن، پس گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
به معنای بازگرداندن یا پس گرفتن کسی یا چیزی که در مکانی دور یا نامطلوب قرار گرفته است، اغلب با بار معنایی تلاش یا دشواری.
- Es gelang ihm, die wertvollen Artefakte aus dem Krisengebiet zurückzuholen.او موفق شد آثار باستانی ارزشمند را از منطقه بحرانی بازپس گیرد.
- Die Regierung bemühte sich intensiv, die entführten Staatsbürger sicher zurückzuholen.دولت تلاش فشردهای را برای بازگرداندن امن شهروندان ربوده شده به کار بست.