zurückzukämpfen
مبارزه برگشتی کردن
Bedeutungen
1
nicht spezifiziert (oft mit 'um etwas' oder 'wohin')
تلاش شدید و مبارزهجویانه برای بازگشتن به موقعیت قبلی، یا برای بازپسگیری چیزی که از دست رفته است.
- Nach der schweren Niederlage kämpfte die Armee mit aller Macht zurück, um die verlorenen Gebiete zurückzugewinnen.پس از شکست سنگین، ارتش با تمام قوا برای بازپسگیری مناطق از دست رفته جنگید.
- Er musste sich mühsam zurückkämpfen, um seine Position im Unternehmen zu behaupten.او مجبور بود به سختی بجنگد تا موقعیت خود را در شرکت حفظ کند.