zurückzukönnen
توانستن برگردد
Bedeutungen
1
بیانگر توانایی یا امکان بازگشت به موقعیت یا وضعیت قبلی، به صورت مصدر با 'zu' برای استفاده در جملات پیچیده یا با افعال دیگر.
- Die diplomatischen Bemühungen zielten darauf ab, den Parteien die Möglichkeit zurückzukönnen zu geben.تلاشهای دیپلماتیک با هدف دادن این امکان به طرفین صورت گرفت که بتوانند بازگردند.
- Es ist fraglich, ob die Gesellschaft nach diesem tiefgreifenden Wandel noch zurückzukönnen vermag.اینکه آیا جامعه پس از این دگرگونی عمیق هنوز قادر به بازگشت است، جای تردید دارد.