zurückzukriechen
به عقب خزیدن
Bedeutungen
1
sich + Dativ
به معنای عقبنشینی کردن یا بازگشتن به موقعیت قبلی، اغلب با بار معنایی منفی از قبیل ترس، حقارت، یا عدم تمایل به پذیرش مسئولیت. این اصطلاح معمولاً در متون ادبی یا تحلیلی برای توصیف رفتار افراد یا گروهها به کار میرود.
- Nach der vernichtenden Kritik sah sich der Autor gezwungen, von seinen radikalen Thesen zurückzukriechen.پس از نقد ویرانگر، نویسنده خود را مجبور دید که از نظریات رادیکال خود عقبنشینی کند.
- Die Regierung versuchte, die Wogen zu glätten, doch das Volk wollte nicht, dass ihre Vertreter vor den ausländischen Mächten zurückkriechen.دولت تلاش کرد تا اوضاع را آرام کند، اما مردم نمیخواستند نمایندگانشان در برابر قدرتهای خارجی عقبنشینی کنند.