zurückzurollen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkt͡suˌʁɔlən/
Worttrennung: zu·rück·zu·rol·len
Erweiterter Infinitiv

دوباره غلتاندن، دوباره رول کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

به عقب غلتاندن یا بازگرداندن چیزی که قبلاً غلتیده یا در حال غلتیدن بوده است، اغلب در متون فنی یا ادبی برای توصیف حرکت اشیاء یا مفاهیم.

  • Der Ingenieur musste die Walze vorsichtig zurückrollen, um den Produktionsprozess zu korrigieren.مهندس مجبور بود غلتک را با احتیاط به عقب بغلتاند تا فرآیند تولید را اصلاح کند.
  • Die historische Analyse zeigte, wie sich die gesellschaftlichen Strukturen langsam zurückrollten, nachdem die Revolution gescheitert war.تحلیل تاریخی نشان داد که چگونه ساختارهای اجتماعی پس از شکست انقلاب، به آرامی به عقب غلتیدند.