zurückzuschneiden
هرس کردن، کوتاه کردن (شاخه و برگ ناخواسته)
Bedeutungen
1
Akkusativ
کوتاه کردن شاخهها، برگها یا قسمتهای دیگر گیاهان برای تحریک رشد یا شکلدهی به آنها.
- Es ist notwendig, die Hecken regelmäßig zurückzuschneiden, um ihre Dichte zu erhalten.لازم است پرچینها را به طور منظم کوتاه کرد تا تراکم آنها حفظ شود.
- Der Gärtner empfahl, die Kletterrosen im Frühjahr zurückzuschneiden, um neues Wachstum zu fördern.باغبان توصیه کرد که گلهای رز بالارونده را در بهار کوتاه کنیم تا رشد جدید را تشویق کنیم.
2
Akkusativ
به طور مجازی یا استعاری، موضوع یا بحثی را به عقب برگرداندن یا محدود کردن، اغلب به منظور تمرکز یا اجتناب از انحراف.
- Der Professor bat die Studenten, ihre Präsentationen auf die wichtigsten Forschungsergebnisse zurückzuschneiden.پروفسور از دانشجویان خواست تا ارائههای خود را به مهمترین یافتههای تحقیقاتی محدود کنند.
- Angesichts der begrenzten Zeit musste der Moderator die Diskussion auf die kontroversesten Punkte zurückzuschneiden.با توجه به زمان محدود، مجری مجبور شد بحث را به بحثبرانگیزترین نکات محدود کند.