zurückzuschwingen
بازتابیدن، نوسان کردن به عقب
Bedeutungen
1
به عقب برگشتن یا تاب خوردن به صورت غیرفعال یا بازتابی، مشابه 'zurückschwingen' اما با تأکید بر خود فعل و حرکت.
- Das Seil, das wir losgelassen hatten, schwang langsam zurück.طنابی که رها کرده بودیم، به آرامی به عقب تاب خورد.
- Nach dem Stoß schwang der Ast des Baumes zurück.پس از ضربه، شاخه درخت به عقب نوسان کرد.