zurückzustürmen
با شدت برگشتن، هجوم بردن به عقب
Bedeutungen
1
به سرعت و با خشونت به سمت عقب یا نقطه شروع بازگشتن، اغلب در موقعیتهای نظامی یا دراماتیک.
- Nach dem unerwarteten Gegenangriff mussten sich die Truppen mit aller Macht zurückzustürmen.پس از ضد حمله غیرمنتظره، نیروها مجبور شدند با تمام قوا به عقب هجوم ببرند.
- Die Menge, die zunächst vorwärts drängte, begann sich panisch zurückzustürmen, als die Sirenen heulten.جمعیت که در ابتدا به جلو فشار میآورد، با به صدا درآمدن آژیرها، به شکلی سراسیمه شروع به عقبنشینی با خشونت کرد.