zurückzustürzen
به عقب افتادن/سقوط کردن
Bedeutungen
1
nicht relevant
تمایل یا عمل افتادن یا سرنگون شدن به عقب، اغلب در موقعیتهای خطرناک یا ناپایدار.
- Es bestand die Gefahr, dass das instabile Gerüst zurückstürzen könnte.خطر این وجود داشت که داربست ناپایدار به عقب سرنگون شود.
- Der Läufer drohte nach dem Stolpern auf der Ziellinie zurückzustürzen.دونده پس از زمین خوردن روی خط پایان، در آستانه افتادن به عقب بود.