zurückzustecken
عقبنشینی کردن، کوتاه آمدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (optional)
کاهش دادن سطح انتظارات، جاهطلبیها یا خواستهها؛ اغلب به معنای پذیرش وضعیتی کمتر مطلوب یا صرفنظر کردن از برخی امتیازات. (کاربرد با Modalverben)
- Es ist nicht immer einfach, seine persönlichen Wünsche zurückzustecken, wenn es um das Wohl der Familie geht.کنار گذاشتن خواستههای شخصی، زمانی که رفاه خانواده در میان باشد، همیشه آسان نیست.
- Der Manager musste seine eigenen Interessen zurückzustecken, um die Zustimmung des Teams zu erhalten.مدیر مجبور شد منافع شخصی خود را کنار بگذارد تا رضایت تیم را جلب کند.
2
Akkusativ
کاهش دادن هزینهها یا مصرف؛ صرفهجویی کردن، کمتر خرج کردن. (کاربرد با Modalverben)
- Wir müssen unsere Ausgaben für Luxusgüter zurückzustecken, bis wir die finanzielle Stabilität wiedererlangt haben.ما باید هزینههای خود را برای کالاهای لوکس کاهش دهیم تا زمانی که ثبات مالی را دوباره به دست آوریم.
- Er überlegt, ob er seine Reisepläne zurückstecken soll, um mehr Geld für die Ausbildung seiner Kinder zu sparen.او در این فکر است که آیا باید برنامههای سفر خود را تعدیل کند تا پول بیشتری برای تحصیل فرزندانش پسانداز کند.