zurückzuverlagern

Aussprache: /tsuˈrʏkˌtsuːˌfɛɐ̯ˈlaːɡɐn/
Worttrennung: zu·rück·zu·ver·la·gern
Erweiterter Infinitiv

به عقب منتقل کردن، جابجا کردن (به عقب)

Bedeutungen

1 Akkusativ

جابجا کردن یا انتقال دادن یک مرکز، فعالیت یا مسئولیت به موقعیت قبلی یا به عقب، اغلب در زمینه‌های اقتصادی، استراتژیک یا تاریخی.

  • Die Firma erwägt, die Produktion wieder ins Inland zurückzuverlagern, um Kosten zu senken.شرکت در نظر دارد برای کاهش هزینه‌ها، تولید را دوباره به داخل کشور منتقل کند.
  • Historiker diskutieren, ob die Machtzentren der Renaissance sich nach Italien zurückverlagerten.مورخان در این مورد بحث می‌کنند که آیا مراکز قدرت رنسانس به ایتالیا بازگشتند یا خیر.