zurückzuverlagernden
قابل انتقال به عقب، باید به عقب منتقل شود
Bedeutungen
1
Genitiv
توصیف چیزی که باید به موقعیت قبلی یا عقبتر منتقل شود، اغلب در زمینههای برنامهریزی استراتژیک یا اقتصادی.
- Die Strategie beinhaltet die schrittweise zurückzuverlagernden Produktionsstätten.این استراتژی شامل کارخانههایی است که باید به تدریج به عقب منتقل شوند.
- Die Debatte drehte sich um die Machbarkeit der zurückzuverlagernden Arbeitsplätze.بحث بر سر امکانپذیری مشاغلی بود که باید به عقب منتقل شوند.