zurückzuverwandelnden
قابل دگرگون شدن به عقب، که باید به عقب دگرگون شود
Bedeutungen
1
in + Akkusativ
اشاره به چیزی که در حال تبدیل شدن یا قابل تبدیل شدن به وضعیت یا شکل اولیه خود است؛ کاربرد در جملات پیچیده و رسمی.
- Die alte Ruine, die langsam in ihren ursprünglichen Zustand zurückzuverwandelnden war, bot einen melancholischen Anblick.ویرانه قدیمی که به آرامی در حال تبدیل شدن به وضعیت اولیه خود بود، منظرهای غمانگیز ارائه میداد.
- Die wissenschaftliche Forschung zielt darauf ab, die komplexen Prozesse zurückzuverwandelnden, die zu dieser Degeneration geführt haben.تحقیقات علمی با هدف بازگرداندن فرآیندهای پیچیدهای که منجر به این زوال شدهاند، انجام میشود.