zurückzuwagen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌt͡suːˌvaːɡn̩/
Worttrennung: zu·rück·zu·wa·gen
Erweiterter Infinitiv

جرأت کردن برای بازگشتن

Bedeutungen

1 sich + Dat + zu + Infinitiv

به دست آوردن مجدد شجاعت یا جسارت برای انجام کاری که قبلاً از آن اجتناب شده بود، به ویژه در مورد بازگشت به موقعیت یا مکانی که قبلاً ترک شده بود.

  • Es bedurfte erheblicher Überwindung, sich nach der öffentlichen Demütigung wieder in den Vordergrund zu wagen.غلبه بر خود، پس از تحقیر عمومی، برای بازگشت به صحنه، نیاز به تلاش قابل توجهی داشت.
  • Die Kinder wagten es kaum, sich nach dem Verbot ihrer Eltern wieder ins Freie zu wagen.کودکان به سختی جرأت می‌کردند پس از ممنوعیت والدینشان دوباره به بیرون بروند.