zurückzuweichen
عقبنشینی کردن
Bedeutungen
1
vor + Dativ
در برابر فشار، تهدید یا مخالفت، عقبنشینی فیزیکی یا استراتژیک کردن؛ از موضع خود دست کشیدن (شکل مصدری با zu).
- Es ist ein Zeichen von Schwäche, vor jeder Herausforderung zurückzuweichen.عقبنشینی کردن در برابر هر چالشی نشانه ضعف است.
- Er weigerte sich, vor der Kritik zurückzuweichen und verteidigte seine Position.او از عقبنشینی در برابر انتقاد امتناع ورزید و از موضع خود دفاع کرد.
2
von + Dativ
در برابر یک ایده، پیشنهاد یا موضع سرسختانه، منصرف شدن یا تسلیم شدن؛ از موضع خود کوتاه آمدن (شکل مصدری با zu).
- Es ist selten, dass ein Politiker von seinen Wahlversprechen zurücktritt, aber hier schien es unumgänglich.به ندرت پیش میآید که یک سیاستمدار از وعدههای انتخاباتی خود عقبنشینی کند، اما در اینجا اجتنابناپذیر به نظر میرسید.
- Sie war entschlossen, nicht von ihrem Vorhaben zurückzuweichen, trotz aller Widerstände.او مصمم بود که علیرغم تمام مخالفتها، از طرح خود منصرف نشود.