zurückzuziehen
عقب کشیدن، پس گرفتن، کنارهگیری کردن (برای عقب کشیدن/پس گرفتن/کنارهگیری کردن)
Bedeutungen
1
Akkusativ
عقب کشیدن، پس گرفتن (چیزی را)
- Er zog seine Hand schnell zurück, als er die Hitze spürte.او دستش را سریع عقب کشید، وقتی گرما را حس کرد.
- Die Firma musste das fehlerhafte Produkt vom Markt zurückziehen.شرکت مجبور شد محصول معیوب را از بازار پس بگیرد.
2
sich zurückziehen (aus + Dativ)
کنارهگیری کردن، عقبنشینی کردن (از مکانی، از زندگی عمومی)
- Die Truppen zogen sich aus dem umkämpften Gebiet zurück.نیروها از منطقه درگیر عقبنشینی کردند.
- Nach seiner Karriere zog er sich ins Privatleben zurück.پس از دوران حرفهای خود، او از زندگی عمومی کنارهگیری کرد.
3
Akkusativ
پس گرفتن (یک اظهارنظر، یک ادعا)
- Sie musste ihre Aussage zurückziehen, da sie nicht der Wahrheit entsprach.او مجبور شد اظهاراتش را پس بگیرد، زیرا با حقیقت مطابقت نداشت.
- Der Politiker zog seine umstrittene Äußerung zurück.سیاستمدار اظهارنظر بحثبرانگیز خود را پس گرفت.