zurückzuzucken
عقب کشیدن ناگهانی، پس کشیدن (برای عقب کشیدن ناگهانی/پس کشیدن)
Bedeutungen
1
vor + Dativ
پس کشیدن (ناگهانی)، جا خوردن، از جا پریدن (معمولاً از ترس یا غافلگیری)
- Sie zuckte vor Schreck zurück, als sie den lauten Knall hörte.او از ترس جا خورد وقتی صدای انفجار بلند را شنید.
- Das Kind zuckte zurück, als es die Spinne sah.بچه وقتی عنکبوت را دید، از جا پرید.
2
ohne Objekt
ناگهان عقب رفتن (بخشی از بدن)
- Sein Kopf zuckte zurück, als er den Schlag spürte.سرش ناگهان عقب رفت وقتی ضربه را حس کرد.
- Der Hund zuckte zurück, als ich ihn streicheln wollte.سگ ناگهان عقب رفت وقتی میخواستم نوازشش کنم.