zurückzuzwingen

Aussprache: /tsuˈʁʏktsuˌtsvɪŋən/
Worttrennung: zu·rück·zu·zwin·gen
Erweiterter Infinitiv

مجبور کردن به عقب کشیدن/عقب‌نشینی

Bedeutungen

1 Akkusativ

وادار کردن کسی یا چیزی به عقب‌نشینی یا بازگشت از موقعیتی که در آن قرار دارد، اغلب با استفاده از زور یا فشار شدید.

  • Die überlegene Feuerkraft zwang die feindlichen Truppen zum Rückzug.قدرت آتش برتر، نیروهای دشمن را وادار به عقب‌نشینی کرد.
  • Der Diplomat versuchte, die Eskalation des Konflikts zurückzuzwingen, stieß jedoch auf taube Ohren.دیپلمات تلاش کرد تا تشدید درگیری را مجبور به بازگشت کند، اما با بی‌توجهی روبرو شد.