zurechtfinden
جهتیابی کردن، راه خود را پیدا کردن، خود را وفق دادن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) in + Dativ zurechtfinden
در یک مکان ناآشنا یا جدید به خوبی جهتیابی کردن و راه را پیدا نمودن
- Ich muss mich erst in der neuen Stadt zurechtfinden.من باید اول در شهر جدید راه خود را پیدا کنم (جهتیابی کنم).
- Kannst du dich hier alleine zurechtfinden?آیا میتوانی اینجا به تنهایی راه خود را پیدا کنی؟
2
sich (Akkusativ) mit/in + Dativ zurechtfinden
با موقعیت، قوانین یا شرایط تازه کنار آمدن و مسلط شدن
- Er findet sich gut in seiner neuen Rolle zurecht.او به خوبی با نقش جدیدش کنار میآید.
- Viele Menschen finden sich im digitalen Zeitalter nur schwer zurecht.بسیاری از مردم در عصر دیجیتال به سختی کنار میآیند.