zurechtschneiden

Aussprache: /t͡suˈʁɛçtˌʃnaɪ̯dn̩/
Worttrennung: zu·recht·schnei·den
فعل

بریدن و مرتب کردن، تراشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به اندازه یا شکل صحیح بریدن یا کوتاه کردن

  • Der Gärtner muss die Hecke zurechtschneiden.باغبان باید پرچین را مرتب کند.
  • Sie hat den Stoff für das Kleid zurechtgeschnitten.او پارچه را برای لباس اندازه برید.
2 Akkusativ

اطلاعات، داستان یا واقعیت‌ها را به گونه‌ای تغییر دادن یا تنظیم کردن که با هدف خاصی مطابقت داشته باشد

  • Er hat die Geschichte so zurechtgeschnitten, dass sie ins Konzept passt.او داستان را طوری تنظیم کرد که با مفهوم مطابقت داشته باشد.
  • Man sollte Informationen nicht zurechtschneiden, um eine bestimmte Meinung zu unterstützen.نباید اطلاعات را برای حمایت از یک نظر خاص تغییر داد.